در گیرودار دعوا بر سر مالکیت جزیره گرینلند کمتر رسانهای سراغ خود اهالی این جزیره رفته است. در هر صورت، این سؤال مهم مطرح است که خود گرینلندیها میخواهند چه تصمیمی برای آیندهشان بگیرند؟ دوست دارند شهروند آمریکا شوند؟ دوست ندارند؟ اگر دارند چرا و اگر ندارند چرا؟
مردمشناسی گرینلند
براساس آمار رسمی، جمعیت گرینلند حدود 56 تا 57هزار نفر است که حدود ۸۹ تا۹۰ درصد آنها اینویت (بومی گرینلندی) هستند. این جمعیت کوچک و پراکنده در بزرگترین جزیره جهان زندگی میکنند و اکثریت در شهر نووک (با حدود 19 تا 20هزار نفر) متمرکزند.
به گزارش سیآیای، همچنین براساس دادههای بانک جهانی و گزارشهای اقتصادی که دیگر مراجع تا سال گذشته میلادی منتشر کردهاند، تولید ناخالص داخلی گرینلند حدود ۳٫۳ تا ۴ میلیارد دلار است. این رقم به قیمت اسمی حدود 58هزار دلار و به قدرت خرید تا حدود 78هزار دلار برآورد میشود؛ سطحی نزدیک به کشورهای پیشرفته اروپایی. اقتصاد این جزیره عمدتاً وابسته به ماهیگیری (بهویژه میگو) و یارانه سالانه دانمارک (حدود ۵۲۰ میلیون تا یکمیلیارد دلار، معادل ۲۰ تا۵۰ درصد بودجه دولت گرینلند) است. سیستم رفاهی مبتنی بر مدل نوردیک (بهداشت، آموزش، مزایای اجتماعی رایگان) قوی بوده و استاندارد زندگی در مناطق شهری مانند نووک نسبتاً بالاست، اما در مناطق دورافتاده چالشهای زیادی وجود دارد. حدود ۴۰ درصد نیروی کار در این جزیره دولتی هستند و اقتصاد، شکننده و وابسته است. بهعبارتی میتوان گفت اگرچه وضعیت رفاه عمومی در گرینلند چندان بد نیست اما از آینده مطمئنی برخوردار نیست. مثلاً اگر دانمارک تصمیم بگیرد یارانهای را که سالانه به این جزیره میدهد، قطع کند، عملاً این جمعیت حدود ۶۰هزار نفری به فلاکت میافتند.
از طرفی گرینلند در هیچ شرایطی – حتی با حمایت حداکثری اروپاییها – توانایی تقابل نظامی، اقتصادی یا سیاسی مستقیم با ایالات متحده آمریکا (با جمعیت بیش از ۳۳۰ میلیون نفر و قدرت نظامی برتر جهان) و حتی روسیه یا چین را ندارد. پس از نظر امنیتی هم نمیتوان آینده چندان مطمئنی برای ساکنان این پهنه از جهان متصور بود.
اما حتی در همین شرایط که میتوان اسم آن را آینده نامطمئن نظامی و اقتصادی دانست، به گزارش نظرسنجیVerian (منتشرشده در Berlingske و Sermitsiaq، ژانویه ۲۰۲۵) اکثریت قاطع گرینلندیها با پیوستن به ایالات متحده مخالفت کردهاند؛ ۸۵درصد مخالف الحاق هستند، تنها ۶درصد موافق و ۹درصد مردد ماندهاند. همچنین ۴۵درصد علاقه ترامپ به گرینلند را «تهدید» میدانند. در همین شرایط اگر همهپرسی استقلال از دانمارک برگزار شود هم ۵۶درصد به استقلال رأی مثبت میدهند، ۲۸درصد مخالف و ۱۷درصد مردد هستند. به گزارش یورونیوز، نخستوزیر سابق گرینلند که اتفاقاً از رهبران اصلی پارلمان هم هست، پیش از این گفته مردم گرینلند نه مایل به ادامه وضعیت تحت حاکمیت دانمارک هستند و نه آمریکایی شدن. اِجد که اتفاقاً نقل قول او خیلی هم مشهور شده، تأکید کرده است: «ما نمیخواهیم دانمارکی باشیم، نمیخواهیم آمریکایی باشیم. ما میخواهیم گرینلندی باشیم». این موضع در بیانیههای مشترک رهبران احزاب نیز تکرار شده و نشاندهنده اجماع سیاسی گسترده است. بهعبارتی اهالی گرینلند بااینکه میدانند آینده نامطمئن نظامی و اقتصادی دارند اما حاضرند حتی از دانمارک هم جدا شوند و همین یارانه یکمیلیارد دلاری و سیستم رفاه دولتی را کنار بگذارند.
چرا گرینلندیها نمیخواهند آمریکایی شوند؟
اما سؤالی که پس از این «نه» بزرگ گرینلندیها مطرح میشود این است که چرا؟ چرا حاضر نیستند شهروند یک کشور بزرگتر و حتی قدرتمندترین کشور جهان از نظر اقتصادی و نظامی شوند تا علاوه بر اینکه متوسط رفاهشان افزایش پیدا میکند به لحاظ امنیتی هم هراسی نسبت به آینده نداشته باشند؟
به گزارش رسانههای بینالمللی مانند گاردین و رویترز، مخالفت گرینلندیها چندبعدی است و میتوان آن را ترکیبی از نگرانیهای فرهنگی تا سیاسی دانست.
اول از همه اینکه گرینلندیها نگران محو شدن فرهنگ اینویت، زبان بومی، شیوه زندگی سنتی (شکار و ماهیگیری) و ارتباط مقدس با زمین هستند. پیشنهاد خرید یا الحاق را توهینآمیز میدانند، انگار سرزمین و مردمشان کالایی برای معامله است. تجربه استعمار دانمارک و موارد مشابه (آلاسکا، هاوایی) ترس از تکرار تاریخ را افزایش داده است.
گرینلندیها همچنین خواهان استقلال واقعی هستند، نه جایگزینی یک قدرت خارجی با دیگری. حتی اگر استقلال از دانمارک محقق شود، ترجیح میدهند خودشان تصمیم بگیرند. رهبران تأکید دارند هر تصمیمی باید براساس اراده مردم و قانون خودمختاری ۲۰۰۹ باشد.
نگران از تکرار استعمار
از طرفی سابقه طولانی استعمار دانمارک سبب شده نسبت به هر قدرت خارجی محتاط باشند. تهدیدهای ترامپ (مانند فشار اقتصادی یا نظامی) این دیدگاه را منفیتر کرده و حتی نظر مثبت سنتی به آمریکا را تغییر داده است.
علاوه بر همه اینها اهالی این جزیره به لحاظ اقتصادی دوست دارند وضعیت فعلی را نگه دارند تا به وعدههای آمریکایی دل خوش کنند. گرینلند بهشدت به یارانه دانمارک وابسته است. در تئوری، پیوستن به آمریکا میتواند مزایایی مانند سرمایهگذاری عظیم در معادن (عناصر نادر خاکی، اورانیوم)، زیرساختها، گردشگری و دسترسی به بازارهای آمریکایی داشته باشد مشابه پیشرفت آلاسکا پس از خرید از روسیه. برخی تحلیلها نشان میدهد آمریکا برای حفظ سطح رفاه فعلی باید سالانه یارانهای حدود 17هزارو500 دلار به ازای هر نفر ارائه دهد. با این حال، اکثریت قاطع (۸۵ درصد) حتی با این مزایای بالقوه، گزینه آمریکا را رد میکنند، زیرا نگران کاهش استقلال و وابستگی جدید هستند.
به گزارش بیبیسی و دیگر منابع، گرینلند به دلیل موقعیت استراتژیک در قطب شمال، مسیرهای کشتیرانی جدید و منابع معدنی غنی مورد توجه قدرتهای بزرگ است، اما برای ساکنان، این سرزمین خانه، هویت و آینده است، نه فقط دارایی ژئوپلیتیک. وزیر امور خارجه گرینلند نیز تأکید کرده گرینلند امروز را به عنوان بخشی از پادشاهی دانمارک انتخاب کرده و قصدی برای آمریکایی شدن ندارد.
در نهایت اینکه گرینلندیها در برابر فشارهای خارجی
– چه از سوی دانمارک و چه آمریکا – بر حق تعیین سرنوشت واقعی پافشاری میکنند. نظرسنجیها و اظهارات رسمی نشان میدهد اولویت اصلی آنها حفظ هویت، فرهنگ و استقلال است، حتی اگر برخی مزایای اقتصادی پیوستن به آمریکا در تئوری وجود داشته باشد. جمعیت کوچک، اقتصاد وابسته و موقعیت استراتژیک، گزینههای محدودی پیش رو میگذارد، اما صدای مردم گرینلند – نه محاسبات قدرتهای بزرگ – باید تعیینکننده باشد.
خبرنگار: نیکپندار



نظر شما